العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

214

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

كمفروشى مىكند و عيب متاع خويش را بر مشترى پنهان ميسازد يا اينكه جنسى را ميخرد و با بيگانه كه وارد نيست مزايده مىكند تا او را وادار بخريد كند ولى تا آن بيگانه ميرود و از خريد منصرف مىشود ميگويد من اين جنس را بيشتر از اين نميخرم يعنى كمتر از آن كه در مزايده با بيگانه ميخريد آيا چنين كسى همچون سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار است ؟ هرگز مانند آنها نباشد ، ولى چه مانعى دارد چنين كسى بگويد من از دوستان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هستم از آنها كه دوستان آنها را دوست و دشمنانشان را دشمن دارد . فرمود ، وقتى مأمون حضرت رضا عليه السّلام را وليعهد خود قرار داد دربان آن حضرت آمد و عرضكرد جمعيتى دم در ايستاده اجازه ميخواهند حضور شما مشرف شوند و ميگويند ما از شيعيان على عليه السّلام هستيم حضرت فرمود من كار دارم آنها را برگردان ، دربان آنها را برگرداند ، روز بعد آمدند و همچون روز گذشته خود را معرفى كردند باز دربان آنها را برگرداند روز سوم و چهارم تا دو ماه هر روز مىآمدند ولى اجازه ملاقات نمىيافتند بعد از دو ماه بدربان گفتند به آقاى ما بگو ما شيعيان پدر شما حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام هستيم شما بما اجازه ملاقات نداديد دشمنان ما را به اين جهت شماتت ميكنند ما بر ميگرديم ولى از شدت شرمندگى و خجلت از شهر و وطن خود آواره ميشويم زيرا ديگر نمىتوانيم شماتت و سرزنش دشمنان را تحمل كنيم حضرت رضا عليه السّلام بدربان فرمود به آنها اجازه ورود ده ، آنها وارد شدند و به آن حضرت سلام كردند ولى حضرت نه جواب سلام فرمود و نه اجازه نشستن داد و آنان همچنان ايستاده بودند عرضكردند اى پسر پيامبر اين جفاء بزرگ و استخفاف چيست بعد از آن در بستن طولانى كه دو ماه بما اجازه ملاقات نفرمودى ديگر براى ما چه ميماند حضرت فرمود اين آيه را بخوانيد : و آنچه از رنج و مصائب بشما ميرسد همه از دست اعمال زشت خود شماست در صورتى كه خدا بسيارى از اعمال بد را عفو